محمد تقي جعفري

129

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

كه در مسير « حيات معقول » حركت كند و از ظلمات خارج و وارد نور و سعادت حقيقى شود . بنا بر اين ، يك زمامدار لايق در جامعهء اسلامى كسى است كه خود ، داراى « حيات معقول » بوده باشد كه اگر جامعه بخواهد تحت تأثير او قرار بگيرد ، آن تأثر موجب رشد و اعتلاى او بوده باشد . اما در بارهء شخصيت زمامدارى كه در جملهء مورد تفسير مطرح شده است ، با اين پديدهء قابل تأمل روبرو هستيم كه هم ياران و دفاع كنندگان از آن شخصيت ، نه يقين به ارزش كارى كه كرده‌اند ، دارند و نه يقين به واقعيت نتايج آن . و هم آنان كه او را به حال خود رها كردند و به كمكش نشتافتند . اين حالت ابهام كه در هر دو گروه متقابل بوجود آمده بود ، ناشى از ابهام در انديشه و رفتار شخصيت بوده است كه مردم بدانجهت نتوانسته‌اند تكليف نهائى خود را در رابطه با او تشخيص قطعى بدهند . 7 ، 10 - و انا جامع لكم امره : استأثر فأساء الأثرة و جزعتم فأسأتم الجزع و للَّه حكم واقع فى المستأثر و الجازع ( من وضع عثمان را در چند جملهء مختصر براى شما جمع نموده و توضيح مىدهم : او خويشاوندان خود را بر ديگر مسلمانان مقدم داشت ، و اين يك تقديم و ترجيح بدى بود و شما داد و فرياد كرديد و اضطراب به راه انداختيد و در اين داد و فرياد كار بدى مرتكب شديد و براى خداست حكم عادلانه در بارهء عثمان كه خويشاوندانش را بر مسلمين ترجيح داد و در بارهء شما كه در كارهاى او به داد و فرياد و اضطراب افتاديد . ) هر كسى به حكم خداوندى همان را بدرود كه كاشته است اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا مولوى رويدادهاى بزرگ كه در جوامع بشرى اتفاق مىفتد ، قابل سه نوع